مجوعه ی آ؛واه اثر رجب بذرافشان ...

 

.

برای دانلود این اثر در ابتدای کار این جا را کلیک کنید ...

 

 

 

مجموعه شعر آ؛واه رجب بذرافشان هم دست آخر تن به نشر الکترونیک داد و در حال حاضر از طریق وب سایت پیاده رو قابل پیاده سازی است . فدرس قصد دارد در مورد این مجموعه بنویسد. ولی چرا ؟ فقط به این دلیل که رجب بذرافشان استاد اوست و به او دین شاگردی دارد ؟ حتمن چنین نخواهد بود و در ادامه ی این متن و رجوع به متن اصلی آ؛واه به شما نشان خواهد داد که بحث این کتاب و صحبت کردن از آن بسیار فراتر از تاثیرات مبتنی بر روابطی است که این روزها بر شعر و ادبیات معاصر فارسی سایه افکنده است :

 

پیش از هر چیز امیدوارم که فعالین عرصه ی ادبیات فارغ از زد و بندها و دسته بندی ها حتمن به متن این کتاب رجوع کنند و به آن چیزی که فراتر از بحث "شعر نویسی" محض در آن اتفاق افتاده توجه نشان بدهند چرا که این به نفع ادبیات ما و هم به نفع حرکت های پیش رو در حوزه ی ادبیات است وگرنه در غیر این صورت سرنوشت این اثر و دیگر آثار جدی ادبی ما باز هم به آنها که بقول نیمای بزرگ الک در دست دارند و از پشت سر می آیند سپرده خواهد شد.

 

و اما "آ؛واه" یک اثر کاملن جدی است که به هیچ عنوان در قالب مجموعه های کارنامه پر کن محض نمی گنجد، انتخاب شعرها و ردیف فهرست آنها حکایت از یک هدفمندی در سطح کلی مجموعه دارد و به این ترتیب هیچ نقادی نمی تواند بدون توجه به کلیت اثر صرفن با توجه به جزیی نگری در سطح یک شعر از آن به اظهار نظر در مورد کیفیت و ویژگی ها بپردازد.

 

چه اتفاق تازه ای در "آواه" افتاده است که پیش از آن نیفتاده بود و چه چیز آن را از همه ی آثار منتشر شده تا زمان اکنون متمایز می کند ؟

 

تا پیش از "آ؛واه" به لحاظ نظری شعرها یا به سمت سبک فرمالیستی گرایش داشتند و یا اینکه در قالب های گوناگون فلسفی/ادبی دارای گرایش های مبتنی بر محوریت محتوا بودند و اینگونه به نظر می رسید که نبرد ما بین این دو دیدگاه پایان ناپذیر است .

 

برای درک بهتر مطلب می خواهم از بردارهای ریاضی استفاده کنم و دیدگاه خودم را از آن طریق برای شما تشریح کنم، فرض کنید که یک بردار ریاضی پیش روی شماست که در نقطه فرضی وسطش یک صفر تقریبی قرار دارد و در دو سمت آن دو جهت به دو سمت چپ و راست با دو گرایش به منفی بی نهایت و مثبت بی نهایت قرار گرفته که در این مثال یک سمت به سوی فرم و یک سمت به سوی محتوا اشاره دارد.

 

آنچه که تا کنون با آن به هنگام نقد یک اثر ادبی رو به رو بودیم این بود که در قدم اول باید این اثر را روی یک نقطه ی عددی از این بردار می نشاندیم و بحث می کردیم که این اثر تا به چه حد درگیر فرم و تا به چه حد درگیر محتواست به گونه ای که در کلیه ی نقدهای جدی این بحث به راحتی در مورد کلیه ی آثار مطرح بوده و توافقی نسبی را در محدوده ی دسته بندی آثار ادبی به همراه داشته است.

 

اما اگر شما تصمیم بگیرید که همین بحث را در مورد مجموعه ی "آ؛واه" آغاز کنید به چالشی بزرگ دست زده اید چرا که این مجموعه به شکلی تحسین برانگیز به سمت یک تعادل تکنیکال میان این دو دست یافته است اما باز هم جریان به همین سادگی نیست، چرا؟ چون این تعادل با یک حرکت کاهشی از شدت اجرایی آنها به سمت صفر بردار ما به دست نیامده است . تعادل "آ؛واه" از جنس خطرناک افزایشی است!

 

تعادل موجود ما بین فرم و محتوا در این اثر در نتیجه ی از بین بردن سلاح های اتمی به قیمت دست یابی به یک صلح با صفا نیست، تعادل در "آ؛واه" ناشی از یک نبرد تسلیحاتی عظیم و صلحی به ناچار در نتیجه ی تعادل استراتژیک است.

 

رجب بذرافشان برای اینکه مابین این دو تعادلی نسبتن پایدار برقرار کند در این مجموعه با همه ی توانایی و دانش و تجربه ی خود طی سالیان قبل هر دو سر این بردار یعنی فرم و محتوا را تا دندان به سلاح های ویرانگر جمعی مسلح کرده است.

 

اگر بخواهیم از جایگاه این اثر بر روی بردار ریاضی مان حرف بزنیم هیچ نقطه ی معینی را نمی توان به روشنی برای قرار دادن این مجموعه بر روی آن یافت اتفاقی که افتاده این است که این اثر پاهایش را از هم باز کرده است و یک پا را در نقطه ای دور دست شاید حتی بتوان گفت خارج از دید در سمت راست بردار و پای دیگر را دقیقن! به همان اندازه آن ورتر در سمت چپ نهاده است و به این ترتیب به شکلی آکرباتیک روی بند برزخی بحث فرم و محتوا به شکلی برانگیزاننده و هیجانی متعادل ایستاده است.

 

تعادل "آ؛واه" از آن جنس های آخیش خیالم راحت شد و تکیه بدم به مبلم و یک استکان چای بنوشم نیست تعادل در "آ؛واه" از آن جنس های برانگیزاننده است که مخاطب جدی خود را که بدون غرض به سمتش آمده باشد با چشمانی نگران اما پر از هیجان وشادی روی دو پا خیره به خود نگاه می دارد و شاید به همین دلیل است که من شخصن نمی توانم بدون خنده های تحسین برانگیز تکان دادن سر از سر رضایت از روی هیچ سطری عبور کنم.

 

نمی دانم شاید اگر بگویم به نظر من این اثر به شکلی سخاوتمندانه از بذل و بخشش های بذرافشان از همه ی دانش و تجربه اش برخوردار بوده اغراق کرده باشم و شاید اگر این حرف را توی روی خود بذرافشان هم می زدم کمی به من اخم می کرد و با لبخند مثل همیشه وقتی که از سر هیجان چیزی می گفتم فقط سرش را تکان می داد و حتی ممکن است مجموعه های بعدی بذرافشان با خلاقیت عظیمی که در او سراغ دارم خلاف این را ثابت کند . به هر حال از پیش خیلی واضح و روشن بیان می کنم که آنچه که من در این جا بیان کردم به هیچ عنوان به این معنی نیست که این اثر بیانگر توانایی حداکثری او در ارایه است چرا که به خلاقیت عظیم و اعجاب برانگیز ذهن او باور و ایمان دارم.

 

در اینجا قصد نقد و تحلیل این کتاب را ندارم و بیش از هر چیز منظورم معرفی این اثر به دوستان عزیزم در حوزه ی ادبیات است معرفی یک اثر که بدون شک یک نمونه ی برجسته از شعر دهه ی هشتاد است با همه ی وام گرفتن های طبیعی اش در مسیر تکامل از شعر دهه ی هفتاد و همه ی تفاوت ها و جدا شدگی هایش با ویژگی های یک اثر غنی از پیشنهادهای سازنده برای فاصله گرفتن های منطقی و رفتن به سوی آینده ...

 

به نظر من "چیدمان" به عنوان یکی از پارامترهای مهم پست مدرنیزم مهمترین ویژگی تکنیکال این اثر است چیدمانی ظریف و واسواسی از سطوح کلی تا هجاهای آوایی ریز این اثر و شاید به همین دلیل باشد که رجب بذرافشان نام عجیب آ؛ واه را برای اثر خود برگزیده است .

 

من با این دعوت امیدوارم که جامعه ی ادبی زنده و پویای معاصر ما با رویکردی جدی به این مجموعه و دیگر آثار جدی زمان معاصر که حقیقتن دارند علیرغم بی رحمی ها و سختی ها و بی توجهی های مسولین به انتشار می رسند دست از این گرد مرده ی بی توجهی مضاعف پاشیدن به این دست کارها بردارند و با رویکردی بدون غرض و فراتر از دسته بندی ها و رقابت های انجمنی و جغرافیایی به آنچه عمل کنند که شایسته ی آثاری است همچون "آ؛واه" ....

 

 

 

 

/ 90 نظر / 59 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حبیب محمدزاده

سلام ... جن کفن پیچ شده شکل دیگری از ابرهاست ... صفحه بیست و ششم از صفحات گرامافون در حال اجراست منتظر نقد و نظر ارزشمندتان هستم

حبیب محمدزاده

سلام ... جن کفن پیچ شده شکل دیگری از ابرهاست ... صفحه بیست و ششم از صفحات گرامافون در حال اجراست منتظر نقد و نظر ارزشمندتان هستم

انجمن شاعران ایران

:::::::::::::::فهرست كتاب هاي انجمن شاعران ايران:::::::::: _____________________________________________ از شرابه هاي روسري مادرم__سيد حسن حسيني سفرنامه گردباد____________سيد حسن حسيني در ملكوت سكوت __________سيد حسن حسيني كودكانه ها و غزل___________افشين علاء فرصت ناياب_______________عبدالجبار كاكايي عقربه هاي برنزي__________محمود سنجري استعاره از نگاهي ديگر______كوروش صفوی سرگردان در فلسفه ادبيات ___كوروش صفوي نگاهي به ادبيات از ديدگاه زبان شناسي_كورش صفوي ليلي و هزار زن____________سودابه اميني غزل، سپيد، ترانه__________سهيل محمودي پيش از تو ياس نام گلي بود___سهيل محمودي غزل، مثنوي، رباعي ________قيصر امين پور كاش كمي بد بودي _________عباس چشامي خاكستر آيينه_______________محمد رضا تركي برگ و باد_________________حسن فرازمند شعر امروز_________________ساعد باقري و محمد رضا محمدي نيكو گزيده شعر معاصر ايران ترجمه به تركي _______ناصر فيض گزيده شعر معاصر ايران ترجمه به ايتاليايي_____مريم شركاء گزيده شعر معاصر ايران ترجمه به اسپانيايي____فريبا گورگين گزيده شعر معاصر ايران ترجمه به آلمان

محسن عاصی

. یک ماهی ام ، اینجا ته تنگ و تو آن بالا نقش مکمل بوده ام از تو ولی حالا یک سینمای سوخته در فکر اکرانم یک رگ که از دنیا بریده داخل وانم . . . بعد از شش ماه به روز شد با : خدا شما را خواهد بخشید حتی اگر در فیس بوک عضو باشید و با آن مگس بکشید . حتی اگر راوی های متعددی را به شعر خود دعوت کنید یا کتاب بسوزانید . حتی اگر تلویزیون ببینید یا بیماری عفونی داشته باشید . حتی اگر به "چراها " پاسخی ندهید ... و یک شعر جدید منتظر شما خواهم بود با احترام .

کانون ادبی زمستان

سلام برنامه های کانون ادبی زمستان: 1) جلسات تخصصی نقد و بررسی شعر - باحضور: استاد یوسفعلی میرشکاک، دکتر بهروز یاسمی، سعید بیابانکی و محمد سعید میرزایی- شنبه ها ساعت 17 2) پخش و نقد فیلم – مدرس: استاد سیدناصر هاشم زاده – سه شنبه ها ساعت 17 3) عصر ترانه - با حضور: عبدالجبار کاکایی، دکتر افشین یدالهی، دکتر بهروز یاسمی و امیر ارجینی - چهارشنبه ها ساعت17 4) کارگاه عروض و قافیه، مکتب های ادبی - حامد ابراهیم پور، 5شنبه ها ساعت 15 خبر ویژه: 5) نقد کتاب "زیبای اساطیری" ترانه های نیلوفر لاری پور - چهارشنبه 20/5/89 ساعت 17 - منتقدین: استاد یوسفعلی میرشکاک، عبدالجبار کاکایی، دکتر افشین یدالهی، دکتر بهروز یاسمی 6) نقد کتاب "جمعه خیابان ولیعصر" سروده آرش شفاعی - شنبه 30/5/89 ساعت17 منتقدین: استاد یوسفعلی میرشکاک، دکتر بهروز یاسمی، محمدسعید میرزایی و سعید بیابانکی 7) اعلام فراخوان شعر طنز "کندو" در وبلاگ کانون ادبی زمستان تمامی برنامه های فوق در کانون ادبی زمستان به نشانی: تهران، میدان قزوین، خیابان قزوین، خیابان شهید مرادی، فرهنگسرای رازی برگزار می شود. تلفن: 55423062 کانون

کانون ادبی زمستان

سلام برنامه های کانون ادبی زمستان: 1) جلسات تخصصی نقد و بررسی شعر - باحضور: استاد یوسفعلی میرشکاک، دکتر بهروز یاسمی، سعید بیابانکی و محمد سعید میرزایی- شنبه ها ساعت 17 2) پخش و نقد فیلم – مدرس: استاد سیدناصر هاشم زاده – سه شنبه ها ساعت 17 3) عصر ترانه - با حضور: عبدالجبار کاکایی، دکتر افشین یدالهی، دکتر بهروز یاسمی و امیر ارجینی - چهارشنبه ها ساعت17 4) کارگاه عروض و قافیه، مکتب های ادبی - حامد ابراهیم پور، 5شنبه ها ساعت 15 خبر ویژه: 5) نقد کتاب "زیبای اساطیری" ترانه های نیلوفر لاری پور - چهارشنبه 20/5/89 ساعت 17 - منتقدین: استاد یوسفعلی میرشکاک، عبدالجبار کاکایی، دکتر افشین یدالهی، دکتر بهروز یاسمی 6) نقد کتاب "جمعه خیابان ولیعصر" سروده آرش شفاعی - شنبه 30/5/89 ساعت17 منتقدین: استاد یوسفعلی میرشکاک، دکتر بهروز یاسمی، محمدسعید میرزایی و سعید بیابانکی 7) اعلام فراخوان شعر طنز "کندو" در وبلاگ کانون ادبی زمستان تمامی برنامه های فوق در کانون ادبی زمستان به نشانی: تهران، میدان قزوین، خیابان قزوین، خیابان شهید مرادی، فرهنگسرای رازی برگزار می شود. تلفن: 55423062 کانون

هنگامه امجدیان

خبر...خبر!!! غزل مینی مالی قدیمی -1380-از جناب آقای "آرش آذر پیک" -بنیان گذار مکتب عریان- با عنوان "گوگوش" که اخیرٍٍٍٍا توسط بعضی از نادوستان مورد سرقت ادبی قرار گرفته!!! زن با صداي گيتار پرواز مي كند،زن با صداي گيتار بيهوش مي شود زن فكر ميكند كه يكي از ستاره هاست،روزي شبيه خانم گوگوش مي شود دنياي مرد آينه ي روز نامه هاست امروز روي متن مونيكاست خط به خط غافل از آنكه دفتر كاخ سفيد او فردا سياه مشق شب بوش مي شود شبها كه مرد اين خبر تلخ سوخته تنها ميان آبي زن غوطه مي خورد زن گريه ميكند كه چرا دارد اين چنين بي آنكه خود بخواهد آغوش مي شود وقتي كه شعله هاي سياه غم و جنون يكباره سيم آخر را پاره ميكنند او عكس نيمه اي كه ستاره شده ست را بر سينه مي فشاردوخاموش مي شود چشمان زن روي تلفن خيره مانده اند عصيان براي يك خبر ناگهان كه باز آرام روي بستر خواب ستاره ها ديوار موش مي شود و گوش مي شود در امتداد شب، زن تنها،پياده رو نه راه پيش دارد نه راه پس فقط هي قطره قطره در خود فرياد مي زند حتي ستاره نيز فراموش مي شود. نظر شما در مورد این اقدام چیه؟

انجمن شاعران ایران

==================================== جلسه ی "میراث و مراثی" با بررسی جریان های شعری بعد از نیما هر هفته، پنج شنبه ها، ساعت 3 تا 5 در انجمن شاعران ایران خیابان شهید کلاهدوز - نبش کوچه شهید نعمتی تلفن : 22605809و یا 22607657 ==================================== این هفته با صحبت هایی از مریم جعفری آذرمانی درباره ی شعر نیما

پژمان‌الماسی‌نیا

مترسکان بی‌کشتزار کندوهای شکسته دارهای بی‌شهید/ در ساعت‌های ویران دست به دست باد! . . . دعوت به مراسم خوانش «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار»