ادبیات با گذشته پایان نگرفت، با شاعران معاصر هم تمام نخواهد شد.

 

.

متن حاضر نتیجه ی یک جلسه گفتگوی من و رجب بذرافشان در مورد ادبیات امروز است که آن را بادیگر دوستانم شریک می شوم پیشا پیش از استاد و راهنمای همیشگی ام به خاطر صبر و حوصله ی همیشگی اش با من سپاسگزارم

 

-١ آقای بذرافشان شعر امروز چرا به این "روز" افتاده است ؟ یا اساسن آیا شعر امروز به "روزی" اصلن افتاده است ؟

 

برای شروع سوال خوب و کوبنده ای است . امیدوارم برای سوالاتت پاسخ درخوری داشته باشم و این گفتگو حداقل اینکه پاسخی باشد بر بخشی از ابهامات تا به یک تعامل نسبی برسیم . در باره شعر امروز حرف های زیادی زده شده اما خب همیشه ناگفته ها و زوایای پنهانی در شعر ( حال و گذشته ) وجود داشت و دارد که اگر این بده بستان ها در یک بستر منطقی و عقلایی پیش برود شاید که بشود به گوشه ی تازه ای دست یافت . اما اجازه بده در تایید سوال شما حرفم را با یک مثال شروع کنم . در واقع شعر امروز همچون رودخانه ی یخ بسته ای است که دارند روی اش اسکیت می کنند . شاید هم گوشه یا قسمت های نرم و نازک [ یخ این رودخانه ] ترک برداشته و یا حتا شکسته باشد اما تا مادامی که گرما و آفتاب یخ شعرمان را کاملا ذوب و محوش نکند قبول نمی کنیم زیر پای مان خالی است !

 

تردیدی وجود ندارد شعر امروز متاثر از ظرفیت و پتانسیل گذشته است و در امتداد دستاوردهای گذشته حرکت می کند ، اما شعر در چند دهه ی اخیر همچون یک علامت سوال بزرگ ... آنگونه که باید و بایست به نیازهای عاطفی مردم پاسخ نداده است ، خصوصا در دهه ی هشتاد که بنظر می رسد شعر از اجتماع و زندگی مردم کاملا منفک و دور شده است . شاید به همین دلیل است که عقاید و نقطه نظرات ضد و نقیض در ارتباط با شعر امروز وجود دارد که تقریبا می شود آن ها را در دو گروه مختلف جمع کرد . یک نگاه تند و افراطی هست که اساسا شعر امروز را نفی می کند . در حالی که نفی کنندگان خودشان در این عصر ، یعنی در همان زمانی که به انکار و عدم وجود شعر رای می دهند ، شعر می نویسند.

 

بنظرم همین که در باره مقوله ای به نام شعر امروز یا شعر هشتاد بحث و گفتگو می کنیم این خود نشانه ی تایید بر وجود و هستیت شعر است ، اما باید روی چگونگی و چگونه بودنش صحبت و تامل کرد.

 

دسته ی دوم به نسبت نگاه متعادل تری دارند و معتقد به وجود شعرند ، اما آن را بی نقص و کامل نمی دانند . من فکر می کنم حق با این گروه است . در واقع باید نشست و شعر امروز را بررسی و آسیب شناسی کرد . برای بهتر شدنش پیشنهاد و ایده و راهکار داد . چون شعر امروز بسیار متنوع و پیچیده شده بنحوی که بعضی اوقات ما را حتا در شناخت فرم ها و شناسه ها به اشتباه می اندازد ...

 

 

 -2 این خوب است یا بد است ؟

 

هم خوب است و هم بد ! خوب است چون فضای تازه ای به روی شعر گشوده می شود . یعنی ما یکباره و بی مقدمه به اصطلاح با یک چند فرم یا روش نو و متفاوت روبرو می شویم که در نوع خود قابل ملاحظه اند . اگرچه این طرز تلقی و کشف فرم های نو و متنوع بیش تر به رویا شبیه تر است تا واقعیت ... منتها بعید و دور از دسترس نیست . بد است . چون هر گونه رفتار با متن مساوی است با شعر . در واقع و بنابر این تعریف فقط احساس شاعر و انگیزه ی سرودن کافی است تا شعر آشکار گردد . در اینجا دیگر ملاک و معیار فردی هویت پیدا می کند که هر فاعل به شعر ، نماینده ی تام و تمام است . و هم می تواند نشانه ی شکاف و فاصله ای باشد که شعر امروز با گذشته گرفته است . از این شکاف و فاصله ( که به تعبیری می توان از آن به عنوان چالش دوره ای یاد کرد ) به آسانی نمی شود گذشت . باید روی آن متمرکز شد کمیت و کیفیت به دست آمده را سنجید راه برون رفت را پیدا کرد و به شعر رسید . یعنی آن چیزی که بشود شعرش خواند

 !

البته سوای جریان یا جریانات مورد اشاره که عمومیت دارد و به دلیل وجود بنیان های کلامی نزدیک به تعریف ما از شعر است دیدگاه و برداشت های دیگری هم در ارتباط با شعر وجود دارد که تنها کلام و جنبه های بیانی را منشا شعریت اثر نمی داند که در حال حاضر بیرون از بحث و تعریف ما از شعر است .

 

با اینحال باید قبول کرد باید پذیرفت شعر امروز به دلایل مختلف دچار بحران و یک نوع سر در گمی شده ( یا به قول تو به این روز یا به روزی افتاده ) که هر چه پیش و پیشتر می رویم با وضعیت حاد و دشوارتری مواجه می شویم . اگرچه در کنار کارهای متداول و جریانی ... شعرهای خوب و قابل ملاحظه ای را هم می بینیم که بخشی از شعر این دوره را تشکیل می دهد .

 

این عدم توازن یا عدم هماهنگی و همسویی ... شاید هم که بشود گفت گسستگی و بی قاعدگی ما را به این نتیجه می رساند که شاعران امروز ظاهرا نتوانسته اند از تجارب و دستاوردهای گذشته بنحو مطلوبی استفاده بکنند . اگرچه آثار قدرتمند و تاثیرگذاری از شعر هشتاد پیش رو داریم که اولا نشان دهنده ی خلاقیت و نوآوری در یافتن و پیدایش فرم است.  در ثانی حاوی درونمایه ای انسانی و اجتماعی است . زیرا موضوع شعر امروز دیگر و تنها حدیث نفس نیست ، بل که شور و دغدغه ی فرد و اجتماع را در سر دارد . ولی به سبب هیجان و شتابزدگی در یک نمای بسته و دور ارائه می شود و در عین حال نگاه رو به جلویی دارد که گاه در کشف مایه و مضامین شعری و همچنین شناخت فرم جدید ( همانطور که قبلا گفتم ) ما را به اشتباه می اندازد .

از زاویه ی دیگر و به عبارتی شعر امروز مثل دریای خزر خودمان انگار دچار فروپاشی شده است . دریایی که تا همین دیروز دو تا صاحب داشت اما امروز چند کشور ( حالا به فرض این که همسایه ی خزرند ) هر کدام یک گوشه اش را گرفته و می کشند . بقول دکتر حمیدی (( از دو جانب می کشندم این بسویی آن بسویی )) انگار نه انگار که شوروی سابق از هم فرو پاشیده نه ایران . اما در عمل می بینیم که قضیه کاملا عکس است و بخشی از ایران هم در این فروپاشی سهیم است .

  

شعر امروز در چنین وضعیتی گرفتار آمده . یعنی تحت تاثیر مولفه های جهان مدرن هر کس بلند شده و یک گوشه اش را می کشد ... بزعم خودش دارد طرحی نو در می اندازد و هیچ توجه و علاقه ای به میزان تخریب و آسیب های احتمالی نشان نمی دهد . البته در این میان سهم غرب را هم نباید فراموش کرد . چون که اساسا فرم یا ساختار شعری ما - با ظهور نیما - بیشتر متاثر از مولفه ها و نظریات وارداتی از فرمالیست های روس گرفته تا پست مدرن های افراطی است یا حداقل اینکه در مسیر ثبت القائات جهانی قرار دارد . در پرانتز اضافه کنم این نگاه و نگرش البته از آغاز شعر نو وجود داشت که اندیشه و تفکرات وطنی را در قالب های جهانی بریزند و عرضه کنند . اما پس از گذشت چند دهه ، وضعیت شعر هنوز معلوم نیست که بالاخره سر از کجا در می آورد یا اصلا از جایی سر در خواهد آورد ؟! ... و اگر وضع به همین منوال ادامه داشته باشد ( که بعید است متوقف شود ) باید منتظر عواقب وخیم و وحشتناک تر از این بود ! این حال و روز شعر امروز ماست .

 

 

-3اشاره به بحران و سر در گمی کردید . این مساله از جمله موارد تضعیف شعر امروز است اما شما چه عاملی را دلیل بحرانی شدن بیشتر شعر امروز می دانید ؟

 

در بستر شعر یک بحران و ناموزونی وجود دارد که در حال رشد است . البته این به آن معنا نیست که از این دهه یا دهه ی مشخص دیگری تست بگیریم و آن را ناقل این بیماری بدانیم . چون این بحران و ناموزونی ( که خیلی ها در باره اش صحبت کردند و زمانی حتی بحث روز و محوری بوده ) به تدریج و رفته رفته وارد شعر و ادبیات شده ، اما امروز ما آن را کاملا لمس می کنیم . کاملا احساس می کنیم ، در واقع می بینیم در شعرمان دیگر آن ثبات و جوهره ی همیشگی وجود ندارد یا اگر وجود دارد پایبندی به آن سست و کمرنگ شده است . در واقع دیگر تکه تکه شدن و پرت افتادن شعر را به وضوح می بینیم بی آنکه بخواهیم یا بتوانیم برای اصلاحش واکنش مثبت و موثری نشان بدهیم . البته و از جانبی این تکه تکه شدن ها و عدم تعادل جزء طبعیت شعر است که اگر درست برنامه ریزی و هدایت شود احتمالا نتیجه بخش خواهد بود.

 

خب شعر امروز تحت تاثیر یکسری عوامل جریانی یا جریان ساز از عمق قابل ملاحظه ای بر خوردار نیست که قائم به متنیت خودش باشد . توضیح این عامل یا عوامل نیاز به بررسی جدی و همه جانبه دارد که در این مختصر و فرصت کم نمی شود به همه آن ها پرداخت . اما در حال حاضر می توان از 1 – رسانگی 2 – رویکرد مولفه ای 3 –  تفکر یا تفکرات جریانی 4 – رونویسی و کپی برداری ... نام برد که به اختصار توضیح می دهم:

 

الف – رسانگی ، رسانه یکی از امکانات یا یکی از امکانات حیاتی این عصر است که در اختیار شاعر قرار دارد . درست است که رسانه جهت می دهد ایجاد انگیزه می کند باعث رشد ذهنی است باعث تحول و تغییر می شود ووو ... ولی باید از این ظرفیت ، از ظرفیت رسانه ای بنحو شایسته و موثر استفاده کرد تا شعر مقهور شتاب و سرعت بالای آن نگردد . چون به دلیل شور و هیجانی که ... البته در بعضی ها می بینیم ( در عین حال  که بعضی ها از این رسانه بنحو شایسته استفاده می کنند ) بنظر می رسد تمایل به رسانه ای کردن شعر ، بیشتر از خود شعر اهمیت پیدا می کند . و این طبیعی است . از قدیم هم گفتن شاعر شعر را از برای دل خویش نگوید . لذا برای انتشار شعر و ایجاد ارتباط با مخاطب البته که رسانه ابزار مفید و سریع انتقال تری است . اما باید در نظر داشت که تاثیر هنر در سرعت ارائه و انتقال نیست بل که در خود هنر نهفته است .

 

ب – رویکرد مولفه ای ، کار بست مولفه ها که عموما خاستگاه نظری دارند به صورت تصنعی و حتا ابتدایی ترین شکل در متن های شعری وجود دارد که بعضی اوقات مانع از اجرای کامل روحیه و طبیعت شاعرانه می شود . البته این دست شعرها را می شود به مجمع الجزایر تئوری هم تشبیه کرد . چونکه شاعر بیشتر از اینکه به شعر و شعریت اثر فکر کنند به میزان و مقدار مولفه ای می اندیشند که یک متن می تواند جذب کند و داشته باشد .

 

پ – تفکر جریانی ، البته تقکر یا تفکرات جریانی که پیامدهای سبکی و جریان ساز دارد و به نوعی نتیجه ی همان رویکرد مولفه ای است پس از نیما همچون موج های پر خروش و خیزنده ای در بستر شعر به وجود آمد . اما این سبک ها و جریانات ادبی با تمام تفاوت های ظاهری - به لحاظ شکل و معنا - تقریبا غرابت و نزدیکی هایی با یکدیگر داشتند که در قالب شعر نو تعریف و طبقه بندی می شدند . اگرچه در همان زمان گریزها و فراروی هایی در شعر اتفاق افتاد که رویکرد افراطی و بحث برانگیز داشت اما محدود و قابل شناسایی است . ولی در یک دو دهه ی اخیر به خصوص در شعر هشتاد نوعی تفکر جریانی ناقص و تعریف ناشده ای جایگزین تغییرات و انشعابات و فرعیات یا فراروی و نوآوری هایی شده که حرکت رو به رشد شعر و حتا جریان سازی را در سطح نازل عرضه و تبلیغ می کند.

 

پ – رونویسی و کپی برداری ، با این که عقلانیت حاکم بر متن از مسائل قابل استناد در شعر امروز می باشد اما بر همگان کاملا معلوم و روشن است . شعر کشف است . الهام است . و این کشف و الهام در شاعران یا حتا دو شاعر هیچوقت همسان و شبیه نیست . متاسفانه رونویسی گاه از سطر و بند هم تجاوز می کند و بنا بر سنت ادبی هرگز نمی شود نام توارد روی آن گذاشت ... بد نیست یادآور شوم که امروزه دیگر حتا اندیشه و تفکر آدم مورد هجوم واقع می شود.

 

و پارامترهای دیگر از جمله فقدان اندیشه و تعدد شاعر و حجم تولیدات ... که این ها را می توان جزیی یا بخشی از عوامل بحران در شعر امروز خواند که برای توضیح نیاز به مجال و فرصت دارد .

 

اگرچه من حتا جزنگری را در این پروسه بی تاثیر نمی دانم . به شرط آنکه جزنگری را در تقابل با کل و کلان روایت معنا و تعریف نکنیم . درست است نیما به جزییات توجه داشت و جزنگری را از شاخصه های اصلی شعر نو خوانده تا تجارب زیستی شاعر - بر گرفته از اتفاقات واقعی و روزمره - جایگزین ذهن گرایی و نگاه کل نگر شعر قدیم گردد . اما شعر امروز آنقدر به جزییات وابسته است که بیشتر حالت توضیحی و گزارشی یک صحنه یا موقعیت خاص را در آن می بینیم نه خود شعر و شعریت را . و نه جاری شدن اتفاق شاعرانه در ابعاد مختلف اثر . بهر حال این از عمق و ژرفا و لایه های بیانی می کاهد و شعر را به تصاویر و تصویرگری ارجاع می دهد یا در سطح گفتار نگه می دارد .

 

 

-4 اگر شعر را کالا و جامعه را مصرف کننده ی آن بدانیم اینگونه به نظر می رسد که به نظر شما نوعی آشفتگی در میان تولید کنندگان یعنی شاعران بازار را از رونق انداخته اگر برداشت من درست است واقعن دلم می خواهد بدانم که به نظر شما آیا مشکل بر سر این است که تولیدات موجود در بازار از کیفیت مقبول برخوردار نیستند و یا اینکه اصلن به کل بازار شعر از رونق افتاده ؟ یعنی شکلی از شعر ممکن بود وجود می داشت و حتی همین الان مردم برایش سر و دست می شکستند ؟ و اگر چنین فرمی موجود بود آیا به نظرشما ذائقه ی فعلی مردم ما به گونه ای بود که آن فرم فرضی دارای ارزش های کلاسیک هم باشد ؟ مثلن در سینما ی ایران که حداقل فیلم های عامه پسند و پر فروش و خوش مشتری معمولن به تیپ گیشه معروفند ؟

 

حجم تولیدات نشانه ی پر رونق بودن بازار شعر است . از نظر کمی اگر به شعر امروز نگاه کنیم می بینیم که به سبب اعمال محدودیت ها و همچنین وجود تفکرات سنتی و تمامیت خواه حاکم بر جامعه اکثرا به هنر و از جمله به شعر روی ( در واقع پناه ) آورده اند . اما آشفتگی بازار به دلیل تعدد پاساژها با انباشت جنس های مختلف و گوناگونی است که از یک سو سوای رفتار خلاقانه ی شاعران با تئوری های وارداتی اما آرم وطنی ندارد . و از سویی دیگر انعکاس دهنده ی رنج و معضلات موجود در اجتماع نیست . البته این به این معنا نیست که بر گردیم و دو باره سنت و یا بقول تو ارزش های کلاسیک را زنده بکنیم تا اثرمان حاوی درد و رنج اجتماع در فرم های از پیش تعیین شده و عادتمند باشد . اگرچه نگرش امروز در پی آن است تا از سنت هم قرائت تازه ای به دست دهد که منطبق با قواعد بازی باشد . در عین حال ما نمی توانیم ادعا کنیم تجربه ی من اصیل است و دیگری را حتا به دلیل اعتقاد به اشکال سنتی نفی و انکار کنیم . زیرا دیگر صدای یکه و جریان مسلط وجود ندارد که بخواهد برای همه / بجای همه فکر بکند و حرف بزند . ادبیات تک محصولی نیست که مطلق نوعی فرم یا اندیشه باشد . ادبیات با گذشته پایان نگرفت ، با شاعران معاصر هم تمام نخواهد شد . هر کس به میزان توانایی و خلاقیتش در مسیر تغییر و تحول قرار دارد با یکسری تفاوت که لازمه ی حیات هنری است . ضعف و قوت در تمام اعصار و دوران های ادبی وجود داشت و امروز هم جزیی از ادبیات ما است . اما مهمترین مساله ای که باید به عنوان یک پتانسیل یا نقطه ی عطف شعر امروز از آن یاد کرد حضور گسترده و فعال شاعران جوان است که بسیار جسور و پر انگیزه اند .

 

با اینحال باید دید منظور از کیفیت چیست ؟ آیا کیفیت را متن تعیین می کند یا مخاطب ؟ آیا هر شعری که امروز تولید می شود عینا مصرف می شود ؟ و یا به عبارتی هر متنی که تولید می شود دلالت دارد بر نیاز خواننده ؟ فرض کنیم رابطه ی تولید کننده با مصرف کننده یک رابطه ی معنادار مبتنی بر کیفیت است . اما آیا کیفیت متناسب با میزان مصرف ، تولید و لحاظ می شود ؟ اگر اینطور باشد که میزان تولید مساوی است با میزان مصرف . ولی واقعا اینطور نیست که تمام تولیدات ما عینا مصرف شود . در حالی که خود شاعران نسبت به کار یکدیگر نظر مثبت و مساعد ندارند.

 

بنظرم فرق است بین ادبیات موجود که جز دانش مکتوب ما است و شعر ممکن که امکان وقوعش محتمل یا با تردید نگریسته می شود . شکلی از شعر که ممکن است کشش و جاذبه ایجاد کند و دو قطب معادله را به تعادل برساند . بر خلاف شعر که نو به نو تغییر می کند ، مردم به سختی و به تدریج به تغییر و دور ریز عادت تن می دهند . اما وقتی از ذائقه ی مردم صحبت می کنیم باید ببینیم انتظار مردم از خواندن شعر تنوع و لذت مندی است یا کشف تکنیک و تئوری در فرم جدید . طبیعتن مردم همچون شاعران به صورت تخصصی و فنی شعر را دنبال نمی کنند که همردیف شاعر با فرم شعر گلاویز شوند و به فکری که پشت آن قرار دارد تبریک بگویند . مردم حتا در مفهوم شعری هم آنچنان که باید دقیق و عمیق نمی شوند تا رابطه ها را کشف کنند . مردم می خواهند از شعر یا موسیقی آن لذت ببرند . ولی آیا شعر شکل گرا و معناگریز امروز می تواند این خواسته ی بحق و انتظار مشروع مردم را تامین کند ؟ در واقع رابطه ی مردم با شعر یک رابطه ی بغرنج و پیچیده است .

 

/ 12 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجید سعدآبادی

:::::::::::::::::::جلسه نقد مجموعه سربازی با گلوله برفی::::::::::::::::::: منتقدان : دکتر اسماعیل امینی ، شهرام میر شکاک و سید اکبر میر جعفری زمان : چهارشنبه 31 شهریور ماه ساعت 16:30 آدرس : سرای اهل قلم . خیابان انقلاب خیابان صبای جنوبی کوچه خواجه نصیر ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: …عزرائیل از شانه های بالکن روغندان قدیمی را بر می دارد و به لولای در می زند تا شب به سراغ پدر که رفت بیدار نشویم … سلام دوست ادیب با شعری جدید به روزم :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

فرهنگخانه

سلام سایت هنری ادبی فرهنگخانه با آخرین اخبار و رویدادهای فرهنگی هنری و ادبی همراه اهالی قلم

مهدی تقی نژاد

سلام با کاری کوتاه منتظر نظر ارزشمند شما هستم. تشریف بیاورید.

گلادیاتور

مردی که عمرش بی تو به سر شد دیونه بود و دیونه تر شد با این که عشقی از تو نمی دید با سایه تو مرد سفر شد

حبیب محمدزاده

مرکز فروش کتاب صفحات گرامافون: حبیب محمدزاده *** شعر فارسی کافه هفت : میدان هفت تیر، قبل از پـل کریمخان، خ خردمند جـنوبی لطفن اطلاع رسانی فرمایید

دفتر شعر حوزه هنری برگزار می کند :

:::::::::::::::::::::::::کارگاه شعر نو::::::::::::::::::::::::: با حضور مصطفی علی پور به همراه بررسی و تحلیل تئوری های شعر نیمایی و سپید و همچنین نقد و بررسی آثار شاعران حاضر در جلسه ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: زمان : دوشنبه ها ساعت 16 مکان : حوزه هنری . خیابان حافظ . تقاطع خیابان سمیه . سالن شماره 2 اندیشه تلفن : 84172315

ماهنامه تخصصی شعر کندو

21 هرماه با کندو دومین شماره ماهنامه تخصصی شعر کندو منتشر شد در این شماره می خوانیم: به قلم سردبیر ( پرده برداری از یک شبکه سانسور غیر دولتی) کارگاه شماره1 نقد و بررسی شعر توسط مخاطبین (شعری از محرم نجف پور) کارگاه شماره2 نقد و بررسی شعر توسط مخاطبین (شعری از آرش شفاعی) آینه (گزیده شعر شاعران جوان و با استعداد) نقد و بررسی کتاب‌( جهانی ترین تیتر دنیا سروده ی سینا علی محمدی) زندگی دیگران (گزیده شعر شاعران جهان) یادگاه 1( یک مصاحبه از فروغ به همراه نقدی به قلم خود فروغ و..) یادگاه 2( دو مقاله / ایا نیما براستی پدر شعر است؟ رابطه وزن عروضی و نظام های سیاسی) خاله خانباجی (نگاهی طنز آمیز به رویدادهای شعری ایران) چشم سوم‌ (یادداشتهای آزاد . شبیه شاعر) معرفی کتاب (پژوهشی در فن شعر ارسطو) معرفی کارگاه های ادبی و... شما فرهیخته گرامی دعوتید به خوردن عسل کلمات و تماشای نیش خوردن مزاحمین شعر امروز ایران با کمال تشکر و احترام روابط عمومی ماهنامه تخصصی شعر کندو [گل][بدرود]

مجید سعدآبادی

سلام دوست ادیب با دو شعر به روزم """"""""""""""""""""""""""""""""""" ..... این آرزوی بیوه زنیست که اصرار داشت در شعر های من باشد چیزی نمی گویم ......... """"""""""""""""""""""""""""""""""""

علی فاطمی

سلام بعد از یک سال به روزم با یک شعر ویک داستان. و منتظر حضور گرم شما. یا علی